مسافر باید نماز ظهر و عصر و عشا را با هشت شرط، شکسته بجا آورد، یعنی دو رکعت بخواند:


شرط اوّل: آنکه سفر او کمتر از هشت فرسخ شرعی (۴۴ کیلومتر تقریباً) نباشد.


مسأله ۱۲۵۸ ـ کسی که رفتن و برگشتن او مجموعاً هشت فرسخ است، خواه رفتن یا برگشتنش کمتر از چهار فرسخ باشد یا نباشد، باید نماز را شکسته بخواند، بنابراین اگر رفتن سه فرسخ، و برگشتن پنج فرسخ، یا به‌عکس باشد، باید نماز را شکسته ـ یعنی دو رکعتی ـ بخواند.


مسأله ۱۲۵۹ ـ اگر رفتن و برگشتن هشت فرسخ باشد، اگرچه روزی که میرود همان روز یا شب آن برنگردد، باید نماز را شکسته بخواند، ولی بهتر آن است که در این صورت احتیاط کرده تمام نیز بخواند.


مسأله ۱۲۶۰ ـ اگر سفر، مختصری از هشت فرسخ کمتر باشد، یا انسان نداند که سفر او هشت فرسخ است یا نه، نباید نماز را شکسته بخواند، و چنانچه شک کند که سفر او هشت فرسخ است یا نه، تحقیق کردن لازم نیست، و باید نمازش را تمام بخواند.


مسأله ۱۲۶۱ ـ اگر یک عادل، یا شخص موثّقی، خبر دهد که سفر انسان هشت فرسخ است، و انسان به گفته او اطمینان پیدا کند، باید نماز را شکسته بخواند.


مسأله ۱۲۶۲ ـ کسی که یقین دارد سفر او هشت فرسخ است، اگر نماز را شکسته بخواند و بعد بفهمد که هشت فرسخ نبوده، باید آن را چهار رکعتی بجا آورد، و اگر وقت گذشته، قضا نماید.


مسأله ۱۲۶۳ ـ کسی که یقین دارد سفری که میخواهد برود هشت فرسخ نیست، یا شک دارد که هشت فرسخ هست یا نه، چنانچه در بین راه بفهمد که سفر او هشت فرسخ بوده، اگرچه کمی از راه باقی باشد، باید نماز را شکسته بخواند، و اگر تمام خوانده دوباره شکسته بجا آورد. ولی اگر وقت گذشته لازم نیست قضا نماید.


مسأله ۱۲۶۴ ـ اگر بین دو محلّی که فاصله آنها کمتر از چهار فرسخ است، چند مرتبه رفت‌وآمد کند، اگرچه روی‌هم‌رفته هشت فرسخ شود، باید نماز را تمام بخواند.


مسأله ۱۲۶۵ ـ اگر محلّی دو راه داشته باشد، یک راه آن کمتر از هشت فرسخ، و راه دیگر آن هشت فرسخ یا بیشتر باشد، چنانچه انسان از راهی که هشت فرسخ است به آنجا برود، باید نماز را شکسته بخواند، و اگر از راهی که هشت فرسخ نیست برود، تمام بخواند.


مسأله ۱۲۶۶ ـ ابتدای هشت فرسخ را باید از جایی حساب کند که شخص پس از گذشت از آنجا مسافر محسوب می‌شود، و آنجا غالباً آخر شهر است. ولی در بعضی از شهرهای بسیار بزرگ ممکن است آخر محله باشد و انتهای آن آخرین مقصد باشد.


شرط دوّم: آنکه از اوّل مسافرت قصد هشت فرسخ را داشته باشد، یعنی بداند که هشت فرسخ راه را میپیماید، پس اگر به‌جایی که کمتر از هشت فرسخ است مسافرت کند، و بعد از رسیدن به آنجا قصد کند جایی برود که با مقداری که آمده هشت فرسخ شود، چون از اوّل قصد هشت فرسخ را نداشته باید نماز را تمام بخواند. ولی اگر بخواهد از آنجا هشت فرسخ برود، یا مثلاً مسافتی برود که با برگشتن هشت فرسخ می‌شود، باید نماز را شکسته بخواند.


مسأله ۱۲۶۷ ـ کسی که نمیداند سفرش چند فرسخ است، مثلاً برای پیدا کردن گمشده‌ای مسافرت میکند، و نمیداند که چه مقدار باید برود تا آن را پیدا کند، باید نماز را تمام بخواند. ولی در برگشتن چنانچه تا وطنش یا جایی که میخواهد ده روز در آنجا بماند، هشت فرسخ یا بیشتر باشد، باید نماز را شکسته بخواند، و نیز اگر در بین رفتن قصد کند که مسافتی برود که با برگشتن هشت فرسخ می‌شود، باید نماز را شکسته بخواند.


مسأله ۱۲۶۸ ـ مسافر در صورتی باید نماز را شکسته بخواند که تصمیم داشته باشد هشت فرسخ برود، پس کسی که از شهر بیرون میرود، و مثلاً قصدش این است که اگر رفیق پیدا کند، سفر هشت فرسخی برود، چنانچه اطمینان دارد که رفیق پیدا میکند، باید نماز را شکسته بخواند، و اگر اطمینان ندارد، باید تمام بخواند.




برای مطالعه ی ادامه مطلب کلیک کنید

در معارف اسلامی آمده است هر روزی که در آن گناه صورت نگیرد، عید است چنان که حضرت علی(ع) می‌فرماید:


“کل یوم لا یعصی الله فیه فهو یوم عید.”



عید نوروز که با تحویل سال و چرخیدن یک دور کامل زمین به گرد خورشید شروع می‌شود، از جمله اعیادی است که تاریخ پیدایش آن قبل از اسلام است. این عید با آمدن اسلام و زدودن خرافات از چهرۀ آن مورد موافقت و تأیید اسلام قرار گرفت؛ در روایات نیز آمده است که روزی برای حضرت علی(ع) هدیه‌ای آوردند، حضرت فرمود این چیست؟ گفتند: ‌ای امیر المؤمنین، امروز نوروز است. فرمود هر روز را برای ما نوروز قرار دهید.




امام صادق(ع) درباره نوروز فرموده‌ است:


“هیچ نوروزی نیست که ما در آن متوقع گشایش و فرجی نباشیم؛ زیرا نوروز از روزهای ما و شیعیان ما است.”


امام خمینی(ره) در یکی از پیامهای نوروزی می‌فرماید:


“این عید، هر چند یک عید اسلامی نیست ولی اسلام آن را نفی نکرده است.”



مرحوم محمد حسین کاشف الغطاء در جواب این سؤال که اعتقاد شیعه و روش شما دربارۀ روز اول سال(نوروز) چیست؟ چنین نوشت: نوروز مقتضای جهان است در بشر و حیوان و جماد، بلکه در آسمان و زمین و هوا و فضا و بر این اساس روایاتی از اهل بیت(ع) دربارۀ نوروز به ما رسیده که عید گرفتن را تأیید کرده اند و نیز به نماز، ذکر و عبادت سفارش نموده اند و …





برای مطالعه ی ادامه مطلب کلیک کنید

زندگی نامه مختصر امام زمان (عج)


حضرت مهدی (ع) امام دوازدهم شیعیان و فرزند امام حسن عسکری (ع) و نرجس خاتون (س) می باشند. ایشان طبق بیشترین روایت، روز جمعه نیمه شعبان 255 هجری قمری متولد شدند. و در سال 260 هجری در سن 5 سالگی پس از درگذشت پدر بزرگوارشان، به امامت رسیدند.


دوره زندگی پربرکت این امام معصوم در جهار دوره می باشد:


1 ـ از تولد تا غیبت: حضرت مهدی(عج) پس از تولد حدود پنج سال تحت سرپرستی پدر بزرگوارشان امام عسکری علیه السلام به صورت نیمه مخفی زندگی کردند. یکی از کارهای بسیار مهمی که حضرت امام حسن عسکری علیه السلام در این دوره انجام دادند این بود که امام مهدی(عج) را به بزرگان شیعه معرفی کردند تا در آینده در مسئله امامت دچار اختلاف نشوند.


2 ـ دوره غیبت صغری: پس از شهادت حضرت امام حسن عسکری علیه السلام در سال 260 ق دوره غیبت صغری آغاز شد و تا سال 329 ق ادامه پیدا کرد.


3 ـ دوره غیبت کبری: این دوران از سال 329 ق شروع شد و تا شروع دوران حکومت آن حضرت ادامه خواهد داشت 


4 ـ دوره حکومت: با ظهور امام زمان (عج) دوره حکومت آن حضرت شروع خوحاهد شد که بر اساس احکام اسلام حکومت واحد جهانی بر پایه عدل و داد تشکیل خواهند داد.




برای مطالعه ی مطالب بیشتر کلیک کنید

شکی نیست که امتحان و آزمایش، یک قانون کلی و سنت دائمی پروردگار است که برای شکوفا کردن استعدادهای نهفته و در نتیجه پرورش بندگان صورت می­گیرد.

 خداوند متعال درآیه 155 از سوره بقره می فرماید: «و لیبلونکم بشیئ من الخوف و الجوع و نقص من الاموال و الانفس و الثمرات و بشر الصابرین» «قطعا شما را با چیزی از ترس، گرسنگی زیان مالی و جانی و کمبود میوه­ها آزمایش می­کنیم و بشارت ده به استقامت کنندگان!»

بی تردید مواردی که در آیه فوق به آنها اشاره شده، مثالهایی از امتحانات الهی هستند چرا که به فرموده علامه طباطبایی امتحان الهی هم از جهت کیفیت، عمومیت دارد چرا که هر آنچه را از اجزا و احوال عالم که با انسان ارتباط دارد، در بر می­گیرد و هم از جهت افراد زیرا همه انسانها با این امتحانات آزمایش می­شوند چه مومن باشند چه کافر.

با توجه به تنوع امتحانات الهی، راه سربلندی در هر یک، متناسب با آن امتحان است مثلا خداوند ممکن است کسی را با فقر و مصیبت امتحان کند و دیگری را با ثروت وبی نیازی.

 روشن است که فقیر با صبر و توکل خود و غنی با عدم غرور و صرف ثروت در راه خدا می­تواند از این آزمایش سربلند بیرون آید.

اما صرف نظر از نوع خاص هر امتحان، می­توان موارد زیر را به عنوان راههای کلی موفقیت در آزمونهای الهی نام برد:

الف – صبر

با توجه به اینکه بسیاری از امتحانات الهی با بلا و مصیبت همراه هست، مهمترین گام برای پیروزی در این امتحانات صبر است؛ چنانکه در پایان آیه ذکر شده، صابران مورد بشارت قرار گرفته­اند. نقطه مقابل صبر، جزع و فزع بیش از حد و شکایت از زمین و زمان و اعتراض به مشیت الهی است. در این باره، سه حدیث زیبای زیر، با شیوایی تمام، گویای همین مطلب است:

حضرت علی علیه السلام: عجبت للمومن و جزعه من السقم و لو علم ما فی السقم لاحب ان لا یزال سقیما حتی یلقی ربه: در شگفتم از مومنی که بخاطر بیماری ، جزع و فزغ (بیش از حد) می­کند در حالیکه اگر می­دانست بخاطر این بیماری چقدر ثواب داده می شود، آرزو می­کرد تا هنگام ملاقات با پروردگارش بیمار باشد.

حضرت علی علیه السلام: الجزع لا یدفع القدر و لکن یحبط الاجر : جزع، قدر الهی را عوض نمی­کند بلکه تنها اجر را از بین می­برد.

ب – شکر و سپاس از خداوند و ادای حقوق الهی و مغرور نشدن در امتحاناتی که همراه با نعمت­های الهی است مثل اموال و اولاد.

ج – توجه به گذرا بودن حوادث این جهان و مشکلاتش و اینکه این جهان گذرگاهی بیش نیست و تقویت این باور که (انا لله و انا الیه راجعون).

د – توجه به تاریخ پیشینیان و بررسی موضع آنها در برابر آزمایشهای الهی، روح انسان را نسبت به امتحانات الهی بسیار آماده می­کند. مطالعه زندگینامه علمای دین نیز بسیار مفید است.

ه – توجه به این حقیقت که همه این حوادث در پیشگاه خداوند رخ می­دهدو او از همه چیز آگاه است نقل شده است که امام حسین علیه السلام در روز عاشورا فرمود: " هون علی ما نزل بی انه بعین الله" همین که می دانم این امور در برابر دیدگان علم پروردگار انجام می­گیرد تحمل آن بر من آسان است.




برای مطالعه ی ادامه مطلب کلیک کنید

الحمدلله ربّ العالمین بعدد ما احاط به علمه، اللهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد، الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التَّقوی.


 عید بود، زیارت آقا رفتیم، گفتگوهایی شد و از ایشان تقاضا کردیم که این عرایض بنده اگر خوب بود، برای شما (طلّاب) هم گفته بشود؛ حرف زیاد است ولی حالا ببینیم، بلکه بتوانیم بین پانزده تا بیست دقیقه تمامش کنیم.


 برای عید نوروز، همه مملکت تقریباً بسیج می شوند؛ از مرغ و گوشت و پرتقال و سیب و راهداری و اورژانس و هلال احمر و.. .، همه بسیج می شوند که عید می آید، یکی دو ماه مشغولند. ماه رمضان می آید؛ «قد اقبل الیکم شهر الله». ما برای قرآن چقدر آمادگی داریم؟ من برای اینکه (از مطلب) پَرت نشوم، از روی متن می خوانم؛ بسم اللّه الرّحمن الرّحیم.خب، اوصاف قرآن خیلی است؛ از وقتم یک دقیقه اش مال اوصاف قرآن باشد: معلّمش خدا است، علَّم القرآن؛ واسطه، جبرئیل، شدید القوی؛ محلّ فرود، قلبک؛ ذکرٌ للعالمین؛ انّا له لحافظون؛ غیر ذی عوج؛ فأتوا بسورةٍ؛ الی آخر؛ این معرّفی قرآن.


 جایگاه قرآن در جامعه ما چیست؟ این قرآنی که خودش دو مرتبه فرموده «خذ الکتاب بقوّه»؛جدّی بگیریم قرآن را. هویّت ما به قرآن است. چون در قرآن چهار تا توبیخ است: کمثل الحمار، کمثل الکلب، کالحجاره، کالانعام؛ امّا یک توبیخ در قرآن است که خیلی داغ است؛ می گوید پوک! به کسانی که کتاب آسمانی را اقامه نکنند، لقب «پوک» داده خدا؛ یا اهل الکتاب لستم علی شیءٍ حتّی تقیموا. کلمه اقامه راجع به چهار چیز در قرآن آمده:اقیموا الدّین، اقیموا الصّلاة، اقیموا الوزن،ولو انّهم اقاموا التّوراة. زندگی مادّی مان هم بند به همین قرآن است. (می فرماید) ولو انّهم اقاموا التّوراة، اگر اینها تورات را اقامه کنند، لأَکلوا؛ خب، اگر اقامه قرآن شد، لأَکلوا، لأَکلوا، لأَکلوا؛ یعنی مادّیّاتمان هم بند به همین است. چون قرآن ذکر است، نحن نزّلنا الذّکر، ومن اعرض عن ذکری فإنّ له معیشةً ضنکا.


 یک سِری گیر و گورها هم شاید به خاطر این باشد که قرآن برای ما کتاب اصلی نیست. خدا به پیغمبر می گوید اگر می خواهی سخنرانی کنی، باید روی قرآن صحبت کنی؛ آیه اش هم این است: لتبیّن للنّاس ما نزّل؛ یعنی تبیّن ما نزّل. بله، شعر و خواب و تحلیل سیاسی هم هست امّا اگر آنها هم بند به قرآن باشد ارزش دارد. یک وقت امام فرمود: حفظ نظام از اوجب واجبات است، حتّی از نماز واجب تر است! من جا خوردم. بعد دیدم قرآن اشاره دارد به اینکه حفظ نظام از نماز واجب تر است، چون عدّه ای که پای خطبه های نماز جمعه پا شدند رفتند سراغ خرید، قرآن می گوید اینها بی ادبند؛ و اذا رأَوا تجارةً او لهواً انفضّوا الیها، در ادامه می گوید «و ترکوکَ »، اینها پیغمبر را تنها گذاشتند، نمی گوید «ترکوها»، باید بگوید «ترک الصّلاة» یا «ترک الخطبه»؛ یعنی بدتر از رها کردن خطبه و بدتر از رها کردن نماز، رها کردن رهبر آسمانی است، ذا می گوید «ترکوکَ»؛ به هرحال. رفتم یک مسجدی، دیدم «مرگ بر آمریکا» نمی گویند؛ گفتم اینجا نمی گویند؟ گفتند نه، اینجا مسجد مقدّسین است. عالمش عالم وارسته ای بود؛ گفتم من می خواهم صحبت کنم نیم دقیقه؛ گفت: بگو؛ گفتم: قرآن چهار صفت گفته، در مسجدِ شما دو تا هست؛ قرآن می گوید: «اشدّاء علی الکفّار، رحماء بینهم، بعد (هم) «تراهم رکّعاً سجّدا»؛ (در مسجد) شما «رکّعاً» هست، «سجّداً» هست، «اشدّاء علی الکفّار» در مسجدتان نیست، «رحماء بینهم» نیست؛ چرا نیست؟ فکر می کنید مقدّسید! آقا گفت: درست است. دیگر از آنجا شعار را گفتند. یعنی اگر هم خواستیم مردم را به انقلاب هم دعوت کنیم، اگر از راه قرآن وارد شویم می پذیرند، اگر همین طور فقط صحبت کنیم، می گویند «خب این نظر ایشان است، ما این نظر را قبول نداریم».


 راجع به مرجعیّت صحبت بود، خب مرجعیّت بیشتر روی علم و تقوا صحبت می کنند، حق هم هست، در قرآن هم هست و قبول، روی چشم؛ امّا غیر از «اعلم » و «اتقی»، مگر این آیه در قرآن نیست؟ ترهبون به عدوّالله، اشدّاء علی الکفّار. اگر امام به شاپور بختیار نمی گفت «من توی دهن این دولت م یزنم»، شاپور بختیار فرار می کرد؟ مقام معظّم رهبری فرمود: رئیس جمهور آمریکا، رئیس جمهور فرانسه، نخست وزیر کجا، اینها جنایتکارند. غیر از «اعلم » و «اتقی» باید یک کسی هم یک تشری بزند، هی «اعلم » و «اتقی» نگوییم. «اعلم » روی چشم، «اتقی» روی چشم امّا این آیه ها هم هست. منبرها باید یک جوری باشد که محور، قرآن باشد؛ بله، حدیث هم باید باشد، تاریخ هم باید باشد، هرچی باید باشد، باشد؛ امّا سهم قرآن در منبرها کم است.


 الان ماه رمضان جلو ما است، یک ماه است؛ توفیقی است امسال و چند سال که ماه رمضان و تابستان به هم سوار می شود. خیلی خب، دوازده میلیون بچّه مدرسه ای داریم؛ چند سال پیش آقای بوشهری می گفت که ما بیست هزار طلبه کت شلواری داریم که این دیپلمش را گرفته، لمعه اش هم تمام شده امّا معمّم نیست -در سیاسی عقیدتی نیست، امام جمعه، قاضی، اهل منبر، در نهاد رهبری در دانشگاه نیست- روحانی نیست ولی خب، لمعه اش را خوانده، دیپلم هم دارد؛ این با پسرعمّه ها و پسرخاله هایش می تواند جلسه های محلّی درست کند تا «انذر عشیرتک الاقربین » راه بیفتد. هر هجده ساله ای می تواند ده، پانزده تا ده، سیزده ساله را دعوت کند. این آموزش روخوانی قرآن یک مهارت است، هشت ساعته می شود آموزش بدهید، هشت ساعت بیشتر کار ندارد. شما اقوال را مطالعه کن، امّا روی منبر نباید اینها را بگویید، در منبر یک تفسیر روان بگویید، دو سه برابر ترجمه؛ روخوانی قرآن مهم است. ماه رمضان جلو ما است، عظمت رمضان به روزه نیست فقط، عظمت رمضان به قرآن است؛ نمی گوید «الّذی کتب علیکم الصّیام»، می گوید: شهر رمضان الّذی انزل فیه القرآن.



برای مطالعه ی ادامه مطلب کلیک کنید 

نمازهای واجب و مستحب

نمازهای واجب:

      نمازهای یومیه

      نماز طواف خانه‌ی خدا که پس از طواف خانه‌ی کعبه گزارده می‌شود.

      نماز آیات که در هنگام پدید آمدن خورشید و ماه گرفتگی و زلزله و امثال آنها خوانده می‌شود.

      نماز میت که بر مرده خوانده می‌شود.

      نماز قضای پدر و مادر که بر پسر بزرگتر واجب است.

      نمازی که به واسطه‌ی نذر و عهد و قسم یا به واسطه‌ی اجاره واجب شده است.

نمازهای مستحب، مثل نافله‌های شبانه روزی.

توجه:

نماز‌های مستحبی بسیار است و آنها را «نافله» گویند و از میان نمازهای نافله، نافله‌های شبانه‌روزی بیشتر سفارش شده است.


* نوافل یومیه

۱. با هر یک از نمازهای پنجگانه‌ی شبانه‌روزی یک نماز مستحبی هست که آن را نافله‌ی آن نماز گویند. خواندن این نافله‌ها بسیار مهم است و ثواب و اجر زیاد برای آن ذکر شده است. علاوه بر اینها مستحب است در ثلث آخر شب، نافله‌ی شب بخواند. این نماز هم دارای خواص معنوی بسیار است و شایسته است بر آن مواظبت شود.

۲. نافله‌های‌شبانه‌روزی

      ۱. نافله‌ی ظهر: هشت رکعت قبل از نماز ظهر.

      ۲. نافله‌ی عصر: هشت رکعت قبل از نماز عصر.

      ۳. نافله‌ی مغرب: چهار رکعت بعد از نماز مغرب.

      ۴. نافله‌ی عشا: دو رکعت بعد از نماز عشا که نشسته خوانده می‌شود.

      ۵. نافله صبح: دو رکعت قبل از نماز صبح.

      ۶. نافله‌ی‌شب: یازده‌رکعت از نصف شب تا اذان صبح و بهتر در ثلث آخر شب.

توجه:

چون دو رکعت نافله‌ی عشا، یک رکعت حساب می‌شود، مجموع نافله‌های شبانه‌روزی سی و چهار رکعت (دو برابر تعداد رکعتهای نمازهای واجب) خواهد بود.          

۳. خواندن نافله‌ی ظهر و عصر پس از ادای نماز ظهر و عصر و در وقت نافله بنابر احتیاط (واجب) باید به قصد قربةً الی الله، بدون قصد ادا و قضا به جا آورده شود.

۴. نماز شب یازده رکعت است. هشت رکعت آن که به صورت دو رکعتی دو رکعتی خوانده می‌شود نماز شب نام دارد، و دو رکعت آن نماز شفع است که مانند نماز صبح خوانده می‌شود، و یک رکعت هم نماز وتر نام دارد که در قنوت آن استغفار و دعا برای مؤمنین و طلب حاجات از خداوند منان به ترتیبی که در کتاب‌های ادعیه ذکر شده، مستحب است.

۵. در نماز شب، سوره و استغفار و دعا به عنوان جزئیت شرط نیست، بلکه‌کافی‌است که در هر رکعت بعد از نیت و تکبیرةالاحرام، سوره‌ی‌حمد قرائت شود و اگر خواست بعد از قرائت حمد، یک سوره از سوره‌های قرآنی را هم قرائت کند و رکوع و سجود و ذکر آنها و تشهد و سلام به‌جاآورد.

۶. در نماز شب، در تاریکی خواندن و مخفی کردن از دیگران شرط نیست، اما ریا هم در آن جایز نیست.




برای مطالعه ی ادامه مطلب کلیک کنید

عادی شدن حجاب :

برای افرادی این سؤال پیش می آید که در قرن بیست و یکم و در کشورهای اروپایی نداشتن حجاب امری عادی است و کسی به افراد بی حجاب نگاه نمی کند ،چرا در جامعه اسلامی ایران عده ای جلوی این امر را میگیرند؟ عادی شدن گناه دلیل بر شرعی بودن و ارزش بودن آن نیست،برای مثال عادی شدن اعتیاد در جامعه،دروغ گفتن،نمره پایین گرفتن در مدرسه و... ارزش نیست،نداشتن حجاب هم به ارزش فرد چیزی اضافه نمی کند. ضمن اینکه دنیای غرب با حذف حجاب جلوی فساد را نگرفته است،بلکه در فساد تنوع ایجاد کرده است.یعنی نوع فساد جنسی ارتقا پیدا کرده است.شاید نگاه به فرد بی حجاب عادی شده باشد،اما دامنه گناه جنسی افزایش یافته است.



آثارحجاب:

سه اثر در حجاب وجود دارد:


1.اثر فردی 2.اثر خانوادگی 3.اثراجتماعی


اثر فردی آرامش است،بانویی که حجاب دارد ،آرامش روحی دارد،به این موضوع واقف است که تعلق به خود دارد،و نگاه کسی به دنبال او نیست،میداند که گناه اجتماعی نمی کند،می داند باعث تحریک دیگران نمی شود.


اثر خانوادگی حجاب استحکام بنیان خانواده است که باعث آرامش خاطر همسر و فرزندان می شود،همسر اطمینان و آرامش دارد که در نبود او بانویش به او تعلق دارد و در نبود او زیبایی هایش را تقسیم نکرده است.


اثر اجتماعی حجاب سلامت جامعه است،فساد و فحشا در جامعه کم می شود.




غفلت و شناخت دوست و دشمن:

بزرگترین خطر برای انسان غفلت است،غفلت از خدا،غفلت از معاد،غفلت از جوانی،غفلت از استعداد،غفلت از ارزشها،غفلت از کرامت ها،غفلت از دوستان و جامعه،غفلت از محرومین،غفلت از توطئه ها. بزرگترین خطر برای انسان این است که انسان غافل باشد،هرچیز و هرکس ما را غافل کند،ما را به خطر نزدیک کرده و هرکس ما را هشدار دهد و ما را از غفلت بیرون آورد،دوست واقعی ماست.


دوست اول ما خداوند است که به ما هستی داد و به ما عقل و فکر داد،ما را هدایت کرد،قدرت تشخیص و انتخاب داد،طبیعت را تسخیر ما کرد و هم اوست که کار نیکوی ما را چند برابر می خرد،عبادت را ده برابر پاداش می دهد ولی گناه را یکی محسوب میکند.


دوست دوم ما پیغمبر عزیزمان است که با بوسیدن دست دخترش فاطمه زهرا سلام الله علیها در عصری که دختران را زنده به گور میکردند،به زنان مقام و ارزش داد،برای زن حق مالکیت،حق رأی دادن،حق تحصیل،حق انتخاب همسر،حق نظارت بر همه امور یعنی حق امر به معروف و نهی از منکر قرار داد و زن را مثل مرد برای رسیدن به همه کمالات شایسته دانست.


دوست سوم ما رزمندگان و شهدایی هستند که با قبول جراحتها،اسارت،شهادت،بی خوابی ها در مرزها و جاده ها و شهرها و روستاها،کشور را امن ساختند تا ما هرشب در منزل به راحتی استراحت کنیم.


دشمن ما کیست؟ دشمن ما شیطان است که با وسوسه خود آدم و حوا را فریب داد و آنان را به کاری وادار کرد که موجب کنار رفتن پوشش بهشتی آنان گردید.


آری برهنگی اولین برنامه شیطان و اولین نتیجه عصیان انسان بود.برهنگی سیلی الهی است که اولین سیلی را آدم و حوا خوردند. دشمن ما تفکری است که زن را برای هوس بازی و تفنن و کامیابی می خواهد،تصویر او را وسیله تبلیغات اجناس خود قرار می دهد.



برای مطالعه ی ادامه مطلب کلیک کنید

1-   برای رفتن به مسجد بهترین لباس را انتخاب کنید.

2-   نماز تشکر از خداست.

3-   نماز یاد خداست و تنها یاد خدا آرام بخش دلهاست.

4-   هرگاه لغزشی سر زد فورا با نماز آن را اصلاح کنید.

5-   عبادت حرکت در مسیر مستقیم الهی است.

6-   فرزندم نماز را بپا دار و امر به معروف و نهی از منکر کن.

7-   تنها کسانی مساجد را آباد می کنند که به خدا و روز قیامت ایمان داشته باشند.

8-   نماز اهرم استعانت در غمها و مشکلهاست.

9-   ما به توخیر کثیر دادیم پس نماز را بپا دار و قربانی کن.

10-   نماز برای اولیاء خدا شیرین و برای منافقین سنگین است.



11-   حضرت مسیح: تا زنده هستم خداوند مرا به نماز و زکات سفارش کرده است.

12-   ابراهیم خلیل همسر و کودک خود را در بیابانهای داغ مکه بخاطر نماز رها کرد.

13-   در قیامت اهل بهشت از دوزخیان می پرسند چه چیز شما را روانه آتش کرد می گویند: ما پابند نماز نبودیم.

14-   انسان با سجده خود را همرنگ با هستی می کند.

15-   وقتی به نمازجمعه فرا خوانده می شوید شتاب کنید به سوی یاد خدا و داد و ستد را رها کنید.

16   -بانی و معمار و منهدس مسجد باید اهل نماز باشند.

17-   نمازگزار باید با مردم خوب حرف بزند.

18-   خداوند ستایشگر کسی است که نماز را بر همه کارها مقدم می دارد.

19-   قرآن از کسانی که هنگام نماز کار و کسب را رها می کنند ستایش می کند.

20-   بعضی فرزند خود را نذر خدمت در مسجد می کنند.



21-   یکی از اسرار نماز تشکر از ولی نعمت است.

22-   نماز جنگ با شیطان است.

23-   بریدن از نماز زمینه گرایش به مفاسد است.

24-   نماز یک معامله پر سود است.

25-   هرگاه حضرت محمد (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) و حضرت علی (عليه السلام) دچار مشکلات می شدند به نماز می ایستادند.

26-   قرآن در ستایش حضرت اسماعیل می گوید: او پیوسته خانواده خویش را به نماز سفارش می کرد.

27-   کسی که از یاد خدا روی بتابد زندگی نکبت باری خواهد داشت.

28-   انسان در نماز خدایی را ستایش می کند که تمام هستی را تربیت می کند.

29-   نسبت به تمام نمازها به خصوص نماز ظهر دقت داشته باشید.

30-   انسان در برابر تلخی ها و سختی ها بی صبر و در مقابل لذتها و نعمتها تنگ نظر و بخلیل است مگر نماز گزاران.





برای مطالعه ی ادامه مطلب کلیک کنید

اولین روش خواندن نماز آیات: بعد از نیت و تکبیرة الاحرام، حمد و سوره خوانده شود و به رکوع برود، سپس سر از رکوع برداشته و دوباره حمد و سوره را بخواند و به رکوع رود و باز سر از رکوع بردارد و حمد و سوره بخواند و به رکوع رود و سپس سر از رکوع بردارد و همین طور ادامه دهد تا یک رکعت پنج رکوعى که قبل از هر رکوعى حمد و سوره خوانده است انجام دهد.


سپس به سجده رفته و دو سجده نماید و بعد براى رکعت دوم قیام کند و مانند رکعت اول انجام دهد و دو سجده را بجا آورد و بعد از آن تشهد بخواند و سلام دهد.


قرائت نماز آیات به صورت دیگر: بعد از نیت و تکبیرةالاحرام، حمد و یک آیه (البته احتساب بسم‌الله به عنوان یک آیه خلاف احتیاط است) از سوره ‏اى را قرائت کرده و رکوع کند، سپس سر از رکوع بردارد و آیه دیگرى از آن سوره را بخواند و به رکوع رود، و بعد سر از رکوع برداشته و آیه دیگرى از همان سوره را قرائت نماید و همین طور تا رکوع پنجم ادامه دهد تا سوره‏اى که پیش از هر رکوع، یک آیه از آن را قرائت کرده، قبل از رکوع آخر تمام شود.



سپس رکوع پنجم را بجا آورد و به سجده رود، و پس از اتمام دو سجده، براى رکعت دوم قیام نماید و حمد و آیه ‏اى از یک سوره را بخواند و به رکوع برود و همین طور مانند رکعت اول ادامه دهد تا تشهد بخواند و سلام دهد و چنانچه بخواهد براى هر رکوعى به یک آیه از سوره‏ اى اکتفا کند، نباید سوره حمد را بیش از یک مرتبه در اول آن رکعت بخواند.



احكام نماز آيات عبارتند از:


حكمت های نماز آیات,دلایل خواندن نماز آیات,روش خواندن نماز آیات


به هنگام زلزله و رعد و برق هولناك خواندن نماز آيات واجب است



1- ثبوت خورشيد گرفتگي، ماه گرفتگي يا زلزله با حسّ و مشاهده شخصي يا شهادت دو نفر عادل و يا وسائل و متخصصين رصدخانه ها و زلزله سنج در صورت اطمينان،نماز آیات باید خوانده شود.


2- تنها بر اهالي آن منطقه اي كه اين حوادث به وقوع مي پيوندد يا قابل رؤيت باشد، نماز آيات واجب مي شود.


3- زمان خواندن نماز آیات كسوف و خسوف از آغاز گرفتن خورشيد و ماه است تا آغاز باز شدن و از اين رو بايد از وقتي كه خورشيد يا ماه گرفتگي آغاز مي شود شروع به نماز آيات كرد و اگر در همان وقت نماز آیات خوانده نشود، بعداً به قصد قربت بدون نيّت أدا و قضاء آن را به جا آورد مگر در صورت كسوف و خسوف جزئي كه شخص تا باز شدن از آن اطلاع نيابد.


4-زمان خواندن نماز آيات هنگام زلزله و رعد و برق هولناك است که باید بلافاصله خوانده شود و ترك آن معصيت بوده تا آخر عمر واجب خواهد بود و هر وقت خوانده شود به صورت اداء است.


5- با تكرار اين حوادث نماز آيات نيز تكرار بايد گردد.




برای مطالعه ی ادامه مطلب کلیک کنید


در روز جمعه، هشتم ربیع الثانی سال 232 هـ .ق. ‌یازدهمین اختر تابناک ولایت و امامت، حضرت امام حسن عسکری (علیه السلام) در مدینه چشم به جهان گشود و عالم را به نور جمالش منوّر ساخت.‌ پدر بزرگوارشان امام هادی(علیه السلام) و مادر گرامیشان بانویی پارسا و شایسته ، به نام «حُدَیثه» و یا به نقلی « سوسن» بودند. این بانوی گرامی از زنان نیکوکار و دارای بینش اسلامی بود و در فضیلت ایشان همین بس که پس از شهادت امام حسن عسـکری(علیه السلام)، پناهـگاه و نقطه اتـکای شیـعیان در آن مقـطع زمانی بسـیار بحرانی شدند.

اسم شریف آن حضرت، حسن، کنیه شان ابومحمد و القابشان : الزکی، الصامت، الرفیق، النقی، العسکری بود.

از آنجا که یازدهیمن امام شیعه به دستور خلیفه عباسی در سامرا در محله «عسکر»،‌ همان محل سکونت سپاهیان و لشکریان دربار عباسی سکونت داشتند تا تمامی رفت و آمدهای ایشان کنترل شود،‌آن حضرت به «عسکری» مشهور گردیدند.

رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) در حدیث « اُبی» درباره فضایل امام حسن عسکری(علیه السلام) چنین فرمودند: « خداوند او را نور خود در شهرهایش و خلیفه خویش در سراسر زمینش قرار داد. همچنین او را مایه عزت امتش و راهنمای شیعیانش و شفاعت کننده آنها در پیشگاه الهی و مایه عذاب برای مخالفان و حجت برای دوستانش و برهان و دلیل برای معتقدان به امامتش قرار داد».